پیادهسازی CRM در شرکتهای صنعتی؛ از ارزیابی آمادگی تا اجرای موفق
پیادهسازی CRM در شرکتهای صنعتی؛ از ارزیابی آمادگی تا اجرای موفق

بسیاری از شرکتها برای افزایش فروش، حفظ مشتریان و بهبود ارتباطات خود به سراغ مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) میروند. نرمافزار تهیه میشود، اطلاعات مشتریان وارد سیستم میشود و مدیران انتظار دارند نتایج این سرمایهگذاری در فروش و سودآوری دیده شود؛ اما همیشه چنین اتفاقی نمیافتد.
گاهی فروشندگان همچنان اطلاعات مشتریان را در فایلهای شخصی نگه میدارند، واحد خدمات پس از فروش از سوابق فروش اطلاع ندارد، گزارشهای CRM مبنای تصمیمگیری قرار نمیگیرند و مدیران نمیتوانند تأثیر واقعی پروژه را بر عملکرد کسبوکار ارزیابی کنند.
این وضعیت لزوماً به معنای نامناسب بودن نرمافزار نیست. ممکن است سازمان برای اجرای CRM آمادگی کافی نداشته باشد، تغییرات موردنیاز را مدیریت نکرده باشد یا کارکنان و مدیران در مسیر اجرا همراه نشده باشند.
این مسئله برای شرکتهای صنعتی اهمیت ویژهای دارد؛ بهخصوص کسبوکارهایی که با شبکهای از نمایندگان، توزیعکنندگان، پیمانکاران، مشتریان سازمانی و واحدهای خدمات پس از فروش کار میکنند. در چنین محیطی، مدیریت ارتباط با مشتری به هماهنگی میان چندین فرایند و واحد سازمانی وابسته است.
آدریان پین (Adrian Payne) و پنی فرو (Pennie Frow) در مقاله Customer Relationship Management: From Strategy to Implementation که در کنفرانس ANZMAC سال ۲۰۰۵ ارائه شد، به این مسئله میپردازند که چگونه میتوان استراتژی CRM را به اجرا نزدیک کرد. آنها با تکیه بر بررسی منابع علمی و تعامل با مدیران و متخصصان، مدلی ارائه میکنند که پنج فرایند اصلی CRM را با چهار عامل کلیدی پیادهسازی مرتبط میسازد.
در مقاله قبلی، «مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)؛ چارچوب استراتژیک و کاربردی»، چارچوب استراتژیک CRM و فرایندهای اصلی آن را بررسی کردیم. در این مقاله، تمرکز بر مرحله بعدی است: سازمان چگونه آمادگی خود را برای اجرای CRM ارزیابی کند، تغییرات لازم را مدیریت کند، پروژه را پیش ببرد و کارکنان را درگیر سازد؟
چرا اجرای CRM با خرید نرمافزار به نتیجه نمیرسد؟
اجرای CRM صرفاً یک پروژه فناوری اطلاعات نیست. این پروژه میتواند بر شیوه انجام کارها، مسئولیت واحدها، دسترسی به اطلاعات، تعامل کارکنان با مشتریان و حتی فرهنگ تصمیمگیری سازمان تأثیر بگذارد.
برای مثال، یک شرکت تولیدکننده تجهیزات صنعتی را در نظر بگیرید که از طریق نمایندگان و پیمانکاران فروش انجام میدهد. مدیریت تصمیم میگیرد برای ثبت اطلاعات مشتریان، پیگیری فرصتهای فروش و مدیریت خدمات پس از فروش، سیستم CRM راهاندازی کند.
با این حال، ممکن است فروشندگان تمایلی به ثبت منظم اطلاعات نداشته باشند، مسئولیت پیگیری مشتریان میان افراد مختلف روشن نباشد یا ارتباط میان CRM و سیستمهای عملیاتی شرکت مشخص نشده باشد. در این شرایط، حتی یک نرمافزار مناسب نیز لزوماً به بهبود مدیریت ارتباط با مشتری منجر نمیشود.
از دیدگاه مدیریتی، مسئله این است که فناوری باید درون فرایندهای واقعی سازمان قرار گیرد و کارکنان بتوانند از آن برای انجام بهتر کارهای خود استفاده کنند.

پین و فرو چهار عامل کلیدی را برای پشتیبانی از پیادهسازی CRM معرفی میکنند:
-
ارزیابی آمادگی سازمان برای CRM؛
-
مدیریت تغییر؛
-
مدیریت پروژه CRM؛
-
مشارکت و درگیرشدن کارکنان.
این چهار عامل جایگزین فرایندهای اصلی CRM نیستند؛ بلکه به سازمان کمک میکنند شرایط لازم برای اجرای مؤثر آنها را فراهم سازد.
۱. ارزیابی آمادگی سازمان؛ پیش از شروع CRM چه چیزهایی را باید بدانیم؟
نخستین گام، بررسی آمادگی سازمان برای پیشبرد CRM است. پیش از انتخاب نرمافزار، تعیین بودجه یا آغاز پروژه، باید مشخص شود سازمان در چه وضعیتی قرار دارد و برای حرکت به سمت مدیریت مؤثرتر ارتباط با مشتری، چه تغییراتی لازم است.
ارزیابی آمادگی صرفاً به بررسی امکانات فنی محدود نمیشود. مدیران باید تصویر روشنی از وضعیت فعلی فرایندها، اطلاعات، ساختار سازمانی و توانایی اجرای تغییرات به دست آورند.
برای شروع، میتوان پرسشهای زیر را مطرح کرد:
-
اطلاعات مشتریان در حال حاضر کجا نگهداری میشود و چه کسانی به آن دسترسی دارند؟
-
آیا فرایند مشخصی برای پیگیری مشتریان بالقوه و مشتریان فعلی وجود دارد؟
-
مسئولیت ارتباط با مشتری میان فروش، بازاریابی و خدمات پس از فروش چگونه تقسیم شده است؟
-
آیا مدیران درباره اهداف و انتظارات خود از CRM توافق دارند؟
-
آیا کارکنان برای استفاده از فرایندها و ابزارهای جدید آمادگی دارند؟
-
سازمان چگونه میخواهد نتایج اجرای CRM را ارزیابی کند؟
پاسخ به این پرسشها کمک میکند فاصله میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب مشخص شود.
پین و فرو توضیح میدهند که ارزیابی CRM باید متناسب با میزان بلوغ سازمان انجام شود. سازمانی که در ابتدای مسیر قرار دارد، ممکن است به یک بررسی کلی برای جلب حمایت مدیران ارشد و تعیین اولویتها نیاز داشته باشد. در مقابل، سازمانی که تجربه بیشتری در CRM دارد، میتواند ارزیابی جامعتری انجام دهد.
چکلیست اولیه ارزیابی آمادگی CRM در شرکتهای صنعتی
جدول زیر یک ابزار تشخیصی پیشنهادی برای مدیران است تا پیش از شروع پروژه، حوزههای نیازمند بررسی را شناسایی کنند. این چکلیست ابزار اختصاصی اعتبارسنجیشده نویسندگان مقاله نیست، بلکه برای کاربردیکردن منطق مدل در محیط کسبوکار طراحی شده است.
حوزه ارزیابی |
پرسش تشخیصی |
نشانه هشدار |
| فرایند فروش | آیا مراحل پیگیری مشتری و فرصت فروش مشخصاند؟ | هر فروشنده به شیوه خودش کار میکند. |
| کیفیت اطلاعات | آیا اطلاعات مشتریان دقیق، بهروز و قابل دسترسی است؟ | اطلاعات پراکنده، تکراری یا ناقص است. |
| هماهنگی بین واحدها | آیا اطلاعات موردنیاز فروش، تولید و خدمات بهموقع منتقل میشود؟ | وعده فروش با توان عملیاتی هماهنگ نیست. |
| مسئولیتها | آیا مسئول ثبت اطلاعات و پیگیری هر مشتری مشخص است؟ | اطلاعات ثبت میشود، اما پیگیری نمیشود. |
| حمایت مدیریتی | آیا مدیران درباره اهداف و اولویتهای CRM توافق دارند؟ | پروژه صرفاً به واحد فناوری اطلاعات واگذار شده است. |
| سنجش نتایج | آیا شاخصهای موفقیت پروژه پیش از اجرا تعیین شدهاند؟ | موفقیت فقط با تعداد کاربران یا حجم اطلاعات ثبتشده سنجیده میشود. |
وجود یک یا چند نشانه هشدار، بهتنهایی اثبات نمیکند که سازمان برای اجرای CRM آماده نیست. هدف این بررسی، شناسایی مسائل مهم، ارزیابی شدت آنها و تعیین اولویت اقدامات اصلاحی است.
برای مثال، اگر مشکل اصلی نبود فرایند مشخص فروش باشد، بهتر است ابتدا مراحل فروش، مسئولیت پیگیری و قواعد ثبت اطلاعات روشن شوند. اگر اطلاعات مشتریان پراکنده است، باید نیازهای اطلاعاتی و قواعد ثبت و دسترسی مشخص شوند. اگر مانع اصلی تعارض مسئولیتها یا مقاومت کارکنان است، مدیریت تغییر باید پیش از گسترش پروژه جدی گرفته شود.
در صورتی که چند حوزه همزمان مشکل داشته باشند، مدیران باید اولویتها را تعیین کنند و دامنه پروژه را با ظرفیت واقعی سازمان هماهنگ سازند.
نکته مدیریتی: ارزیابی آمادگی کمک میکند سازمان بهجای شروع پروژه با فرضیات، بر اساس شناخت دقیقتری از مسائل و اولویتهای خود تصمیم بگیرد.
۲. مدیریت تغییر؛ CRM چه چیزی را در سازمان تغییر میدهد؟
اجرای CRM ممکن است شیوه انجام فعالیتهای روزمره و روابط میان واحدهای سازمان را تغییر دهد. به همین دلیل، مدیریت تغییر یکی از عوامل کلیدی موفقیت آن است.
در بسیاری از سازمانها، مسئله اصلی ناآشنایی کارکنان با مفهوم CRM نیست؛ بلکه اجرای آن میتواند عادتهای کاری، مسئولیتها و شیوههای قبلی تصمیمگیری را تحت تأثیر قرار دهد.
برای مثال، ممکن است پیش از اجرای CRM هر فروشنده اطلاعات مشتریان خود را بهصورت مستقل مدیریت کند. پس از اجرای سیستم، سازمان انتظار دارد اطلاعات در یک محیط مشترک ثبت شود و سایر افراد مرتبط نیز به آن دسترسی داشته باشند.
این تغییر، علاوه بر ابزار جدید، به توافق درباره مالکیت اطلاعات، مسئولیت پیگیری مشتریان و نحوه همکاری میان کارکنان نیاز دارد.
در مقاله پین و فرو، مدیریت تغییر به تغییرات سازمانی و فرهنگی موردنیاز برای اجرای CRM مربوط میشود. نویسندگان تأکید میکنند که بیتوجهی به این تغییرات میتواند مانعی جدی در مسیر اجرا باشد.
مدیران چگونه مدیریت تغییر را پیش ببرند؟
نخست، ضرورت تغییر را روشن کنند. کارکنان باید بدانند چرا سازمان به سمت CRM حرکت میکند و این تصمیم قرار است چه مسئلهای را حل کند.
دوم، پیامدهای تغییر را شناسایی کنند. باید مشخص شود اجرای CRM چه تأثیری بر وظایف، فرایندها، مسئولیتها و روابط میان واحدها خواهد داشت.
سوم، مدیران ارشد را درگیر کنند. اگر مدیریت ارشد صرفاً بر خرید نرمافزار تأکید کند، اما از تغییر فرایندها و هماهنگی واحدها حمایت نکند، اجرای CRM با محدودیت روبهرو میشود.
چهارم، تغییر را به بخشی از برنامه اجرا تبدیل کنند. آموزش، ارتباطات داخلی، بازنگری در فرایندها و پیگیری مسائل اجرایی باید متناسب با نیاز سازمان در نظر گرفته شوند.
پین و فرو به چارچوب هفتاس مککنزی (McKinsey 7-S) نیز بهعنوان یکی از ابزارهای قابل استفاده برای شناسایی مسائل سازمانی مرتبط با تغییر اشاره میکنند.
نکته مدیریتی: مدیریت تغییر را نباید به اطلاعرسانی درباره نرمافزار یا برگزاری یک دوره آموزشی محدود کرد. موضوع اصلی، آمادهکردن سازمان برای شیوه جدیدی از همکاری و مدیریت ارتباط با مشتری است.
۳. مدیریت پروژه CRM؛ چگونه از پراکندگی و انحراف جلوگیری کنیم؟
CRM میتواند پروژهای ساده و محدود یا برنامهای گسترده و پیچیده باشد که چندین واحد سازمانی و سامانه اطلاعاتی را درگیر میکند. هرچه دامنه و پیچیدگی پروژه بیشتر باشد، اهمیت مدیریت پروژه نیز افزایش مییابد.
در چنین پروژههایی، نبود اهداف روشن، برآوردهای نامناسب، تغییر مکرر دامنه کار و ناهماهنگی میان فعالیتهای سازمانی و فناوری میتواند به افزایش هزینهها و تأخیر در اجرا منجر شود. این اتفاقها علاوه بر هزینه مستقیم، ممکن است اعتماد مدیران و کارکنان به پروژه CRM را کاهش دهند.
پین و فرو برای پیوند دادن اهداف کسبوکار با تغییرات موردنیاز و راهکارهای فناوری، به مفهوم «شبکه وابستگی منافع» (Benefits Dependency Network) اشاره میکنند. منطق این رویکرد آن است که پروژه از نتایج مورد انتظار آغاز شود و سپس تغییرات کسبوکاری و راهکارهای لازم برای دستیابی به آن نتایج مشخص شوند.
به بیان ساده، ابتدا باید روشن کنیم چه نتیجهای میخواهیم و سپس تعیین کنیم برای رسیدن به آن، چه تغییراتی در فرایندها، مسئولیتها و فناوری لازم است.
یک نمونه در کسبوکار صنعتی B2B
فرض کنید هدف یک شرکت صنعتی، افزایش نرخ پیگیری مؤثر فرصتهای فروش است. در این حالت، صرفاً نصب CRM کافی نیست. شرکت باید فرایند پیگیری را تعریف کند، مسئولیت هر مرحله را مشخص سازد، اطلاعات موردنیاز را تعیین کند و شاخصی برای سنجش عملکرد در نظر بگیرد.
سپس باید مشخص شود نرمافزار چه قابلیتهایی نیاز دارد و اجرای پروژه چگونه سازماندهی شود.
برای تبدیل این هدف به یک پروژه قابل مدیریت، مدیران باید دستکم موارد زیر را روشن کنند:
-
هدف کسبوکار: چه تغییری در عملکرد مورد انتظار است؟
-
تغییرات موردنیاز: چه فرایندها و مسئولیتهایی باید اصلاح شوند؟
-
خروجی پروژه: چه قابلیتها یا تغییرات مشخصی باید تحویل داده شوند؟
-
مسئولیتها: چه کسی پاسخگوی پیشرفت و نتیجه پروژه است؟
-
شاخص ارزیابی: چگونه مشخص میشود که پروژه به هدف خود نزدیک شده است؟
در این مثال، فناوری بخشی از راهحل است؛ اما تحقق هدف به تغییرات کسبوکاری و اجرایی نیز وابسته است.
اجرای یکپارچه یا مرحلهای؟
سازمانها لزوماً نباید همه اجزای CRM را در قالب یک پروژه بزرگ و یکباره اجرا کنند. بسته به شرایط، اجرای مرحلهای و ماژولار نیز میتواند انتخاب مناسبی باشد.
در رویکرد مرحلهای، سازمان پروژه را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکند، برای هر بخش هدف مشخصی در نظر میگیرد و پس از ارزیابی نتایج، درباره مراحل بعدی تصمیم میگیرد.
برای مثال، یک شرکت تولیدی ممکن است ابتدا مدیریت اطلاعات مشتریان و پیگیری فرصتهای فروش را سامان دهد و در مراحل بعدی، ارتباط با خدمات پس از فروش یا سایر فرایندهای مرتبط را توسعه دهد.
این ترتیب یک پیشنهاد کاربردی است و باید با ارزیابی آمادگی، اولویتهای استراتژیک و شرایط واقعی شرکت تعیین شود. مقاله پین و فرو برای همه سازمانها یک توالی اجرایی یکسان تجویز نمیکند.
نکته مدیریتی: پروژه CRM باید بر اساس اهداف کسبوکار طراحی شود. اندازه پروژه، دامنه اجرا و سرعت پیشرفت آن نیز باید با توانایی سازمان برای مدیریت تغییرات تناسب داشته باشد.
۴. مشارکت کارکنان؛ حلقه اتصال CRM به تجربه مشتری
کارکنان در همه فرایندهای CRM نقش دارند؛ بهویژه افرادی که مستقیماً با مشتریان تعامل میکنند. آنها اطلاعات مهمی درباره نیازها، مشکلات، انتظارات و رفتار مشتریان در اختیار دارند و کیفیت عملکردشان بر تجربه مشتری تأثیر میگذارد.
با این حال، صرف دسترسی کارکنان به نرمافزار یا شرکت در دوره آموزشی به معنای مشارکت مؤثر آنها نیست.
مشارکت کارکنان زمانی اهمیت عملی پیدا میکند که افراد بدانند چه نقشی در فرایندهای CRM دارند، اطلاعات را چرا ثبت میکنند، چگونه باید با سایر واحدها همکاری کنند و خروجی کارشان چه تأثیری بر مشتری و سازمان دارد.
این موضوع در شرکتهای صنعتی چه اهمیتی دارد؟
در یک شرکت تولیدکننده تجهیزات یا قطعات صنعتی، ارتباط با مشتری ممکن است میان فروشنده، کارشناس فنی، واحد تولید، انبار، لجستیک و خدمات پس از فروش توزیع شده باشد.
اگر فروشنده وعدهای درباره زمان تحویل بدهد، اما اطلاعات لازم به واحدهای عملیاتی منتقل نشود، ممکن است تجربه مشتری آسیب ببیند. به همین ترتیب، اگر اطلاعات مربوط به یک مشکل فنی در واحد خدمات ثبت شود، اما در تعاملات بعدی با مشتری مورد استفاده قرار نگیرد، بخشی از ارزش اطلاعات از دست میرود.
در چنین شرایطی، CRM زمانی میتواند به بهبود عملکرد کمک کند که کارکنان واحدهای مرتبط، نقش خود را در زنجیره ارتباط با مشتری بشناسند و اطلاعات لازم را بهموقع در اختیار یکدیگر قرار دهند.
چگونه مشارکت کارکنان را تقویت کنیم؟
-
نقش و مسئولیت افراد در فرایندهای مرتبط با مشتری را روشن کنیم.
-
ثبت اطلاعات را به نیاز واقعی فرایندهای کاری پیوند دهیم.
-
کارکنان را در شناسایی مشکلات و بهبود روشهای اجرا مشارکت دهیم.
-
آموزش را متناسب با وظایف هر گروه طراحی کنیم.
-
موانعی را که استفاده مؤثر از CRM را دشوار میکنند، شناسایی و برطرف کنیم.
پین و فرو مشارکت کارکنان را یکی از عوامل مهم پیادهسازی CRM میدانند و بر اهمیت تعهد فعال کارکنان در ارائه تجربه مناسب به مشتری تأکید میکنند.
نکته مدیریتی: کارکنان فقط استفادهکنندگان CRM نیستند؛ عملکرد آنها یکی از عوامل تعیینکننده در تبدیل فرایندها و اطلاعات سازمان به تجربه واقعی مشتری است.
پنج فرایند CRM و چهار عامل پیادهسازی چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
در مقاله «مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)؛ چارچوب استراتژیک و کاربردی»، پنج فرایند اصلی CRM و نقش آنها در طراحی استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری را بررسی کردیم. اما طراحی یک چارچوب مناسب، بهتنهایی اجرای موفق آن را تضمین نمیکند.
پین و فرو در مقاله Customer Relationship Management: From Strategy to Implementation، چهار عامل کلیدی پیادهسازی را برای فراهمکردن شرایط اجرای مؤثر CRM معرفی میکنند.
پنج فرایند اصلی CRM عبارتاند از توسعه استراتژی، خلق ارزش، یکپارچهسازی کانالها، مدیریت اطلاعات و ارزیابی عملکرد. در مقابل، چهار عامل پیادهسازی شامل ارزیابی آمادگی CRM، مدیریت تغییر، مدیریت پروژه و مشارکت کارکنان است.
پنج فرایند مشخص میکنند سازمان در چارچوب CRM چه حوزههایی را باید مدیریت کند؛ چهار عامل نیز به سازمان کمک میکنند شرایط لازم برای اجرای مؤثر این فرایندها را فراهم سازد.
برای مثال، ممکن است یک شرکت فرایند مدیریت اطلاعات مشتریان را طراحی کرده باشد، اما تا زمانی که مسئولیتها، تغییرات لازم و مشارکت کارکنان را جدی نگیرد، اجرای آن فرایند با مشکل روبهرو شود.
بنابراین، مدیریت پروژه و تغییر بدون جهتگیری استراتژیک روشن کافی نیست؛ همانطور که طراحی مناسب فرایندها نیز بدون توجه به عوامل اجرایی، موفقیت CRM را تضمین نمیکند.
برای مطالعه جزئیات چارچوب استراتژیک و پنج فرایند اصلی، به مقاله مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)؛ چارچوب استراتژیک و کاربردی مراجعه کنید.
مراحل پیادهسازی CRM در شرکتهای صنعتی
مدیرانی که قصد طراحی یا توسعه CRM را دارند، میتوانند از منطق مدل پین و فرو برای تنظیم یک مسیر متناسب با شرایط سازمان خود استفاده کنند.
گام اول: مسئله کسبوکار را مشخص کنید
بهجای شروع با انتخاب نرمافزار، روشن کنید CRM قرار است کدام مسئله را حل کند؛ برای مثال، ضعف در پیگیری مشتریان، پراکندگی اطلاعات، ناهماهنگی فروش و خدمات یا دشواری مدیریت روابط با مشتریان کلیدی.
گام دوم: آمادگی سازمان را بسنجید
وضعیت اطلاعات، فرایندها، مسئولیتها، توانایی فنی و حمایت مدیران را بررسی کنید. مشخص کنید کدام موانع پیش از شروع پروژه باید برطرف شوند.
گام سوم: تغییرات لازم را طراحی کنید
تعیین کنید اجرای CRM چه تغییراتی در روش انجام کارها، همکاری واحدها و مسئولیت کارکنان ایجاد خواهد کرد. برای مدیریت این تغییرات، برنامه مشخصی داشته باشید.
گام چهارم: پروژه را متناسب با ظرفیت سازمان تعریف کنید
اهداف، دامنه، مسئولیتها و نتایج مورد انتظار را روشن کنید. اگر اجرای گسترده برای سازمان دشوار است، امکان اجرای مرحلهای را بررسی کنید.
گام پنجم: کارکنان و مدیران را درگیر کنید
افرادی را که در فرایندهای مرتبط با مشتری نقش دارند، در طراحی و اجرای تغییرات مشارکت دهید. مسائل اجرایی را از نزدیک پیگیری کنید و موانع استفاده مؤثر از CRM را کاهش دهید.
گام ششم: نتایج را ارزیابی و مسیر را اصلاح کنید
شاخصهای مناسب را بر اساس اهداف کسبوکار تعیین کنید و بررسی کنید آیا اقدامات انجامشده به نتایج مورد انتظار منجر شدهاند. یافتهها باید در تصمیمگیریهای بعدی و اصلاح فرایندها مورد استفاده قرار گیرند.
این شش گام، یک مسیر اجرایی پیشنهادی برای استفاده از منطق مقاله است؛ نه اینکه نویسندگان دقیقاً همین توالی را بهعنوان دستورالعملی ثابت برای همه سازمانها ارائه کرده باشند.
نکته مهم این است که این مسیر الزاماً خطی نیست. ممکن است ارزیابی عملکرد، نیاز به بازنگری در پروژه یا فرایندها را نشان دهد؛ یا در جریان اجرا مشخص شود سازمان به تغییرات بیشتری نیاز دارد. بنابراین، انعطافپذیری و بازبینی مستمر باید بخشی از مدیریت پروژه CRM باشد.
جمعبندی: موفقیت CRM به آمادگی سازمان برای اجرا وابسته است
مدیریت ارتباط با مشتری زمانی میتواند به بهبود عملکرد کسبوکار کمک کند که استراتژی CRM به فرایندهای واقعی سازمان تبدیل شود و کارکنان و مدیران در اجرای آن نقش داشته باشند.
پژوهش پین و فرو نشان میدهد که برای پیادهسازی CRM، توجه به فرایندهای اصلی کافی نیست؛ سازمان باید آمادگی خود را ارزیابی کند، تغییرات لازم را مدیریت کند، پروژه را بهدرستی پیش ببرد و مشارکت کارکنان را جدی بگیرد.
این موضوع برای شرکتهای صنعتی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا مدیریت ارتباط با مشتری در چنین شرکتهایی اغلب از مرز واحد فروش فراتر میرود و به هماهنگی میان بخشهای مختلف سازمان و شبکه شرکای تجاری وابسته است.
در نتیجه، پیش از آنکه مدیران بپرسند «کدام نرمافزار CRM را انتخاب کنیم؟»، بهتر است پرسشهای دیگری را مطرح کنند:
-
آیا سازمان برای اجرای CRM آمادگی دارد؟
-
چه تغییراتی در فرایندها و مسئولیتها لازم است؟
-
پروژه چگونه باید مدیریت شود؟
-
کارکنان چگونه در اجرای آن مشارکت خواهند کرد؟
-
از کجا خواهیم فهمید که CRM به نتایج مورد انتظار رسیده است؟
پاسخ به این پرسشها، مسیر اجرای CRM را واقعبینانهتر میکند و به سازمان کمک میکند میان استراتژی، فرایندها، فناوری و عملکرد کارکنان هماهنگی ایجاد کند.
اگر قرار باشد اجرای CRM را در شرکت خود آغاز کنید، نخستین مانع شما چیست: نبود فرایند مشخص، پراکندگی اطلاعات، ناهماهنگی واحدها یا همراه نبودن کارکنان؟
پرسشهای متداول درباره پیادهسازی CRM
پیادهسازی CRM در شرکتهای صنعتی از کجا باید شروع شود؟
بهتر است ابتدا مسئله کسبوکار و اهداف مورد انتظار مشخص شود. سپس آمادگی سازمان، وضعیت فرایندها، اطلاعات موجود، مسئولیت واحدها و تغییرات لازم بررسی شود. انتخاب فناوری باید در ارتباط با این نیازها انجام گیرد.
چهار عامل کلیدی پیادهسازی CRM کداماند؟
در مدل پین و فرو، چهار عامل کلیدی عبارتاند از ارزیابی آمادگی CRM، مدیریت تغییر، مدیریت پروژه CRM و مشارکت کارکنان. این عوامل به فراهمکردن شرایط لازم برای اجرای مؤثر فرایندهای CRM کمک میکنند.
آیا بهتر است CRM را یکباره اجرا کنیم یا مرحلهای؟
این تصمیم به اندازه و پیچیدگی پروژه، آمادگی سازمان، منابع موجود و اولویتهای کسبوکار بستگی دارد. پین و فرو به امکان استفاده از رویکردهای جامع یا مرحلهای اشاره میکنند؛ بنابراین یک روش واحد برای همه سازمانها وجود ندارد.
چرا مشارکت کارکنان در اجرای CRM اهمیت دارد؟
کارکنان در ثبت اطلاعات، پیگیری مشتریان، هماهنگی فعالیتها و ارائه خدمات نقش دارند. اگر مسئولیتها روشن نباشد یا کارکنان در اجرای فرایندهای جدید همراه نشوند، استفاده از ابزارهای CRM بهتنهایی برای بهبود تجربه مشتری کافی نخواهد بود.
آیا CRM فقط به واحد فروش و بازاریابی مربوط است؟
خیر. CRM به هماهنگی میان فرایندها و واحدهای مرتبط با مشتری نیاز دارد. در شرکتهای صنعتی، بسته به مدل کسبوکار، واحدهای فروش، بازاریابی، خدمات پس از فروش، فناوری اطلاعات و بخشهای عملیاتی نیز ممکن است در اجرای آن نقش داشته باشند.
منبع اصلی
Payne, A., & Frow, P. (2005). Customer Relationship Management: From Strategy to Implementation. ANZMAC Conference: Business Interaction, Relationships and Networks, pp. 85–93.
این مقاله بر مبنای چارچوب و مباحث منبع اصلی تدوین شده است. چکلیست ارزیابی آمادگی، مثالهای شرکتهای صنعتی، پرسشهای مدیریتی و مسیر اجرایی ششگامی، برای کاربردیکردن مفاهیم در فضای کسبوکار افزوده شدهاند و نباید بهعنوان یافتههای مستقیم پژوهش نویسندگان تلقی شوند.

salehimajid.ir